عطا ملك جوينى

158

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

بنا « 1 » كرد ، و چون كار او « 2 » بالا گرفت ميخواست تا ايوان شريعت را پست گرداند در « 3 » احكام آن تهاون مىنمود ، بو عبد اللّه صوفى محتسب را درو شك افتاد و « 4 » در آن كار عزيمت او واهى گشت و برادر بو عبد اللّه يوسف 33 « 5 » خواست كه عصيان كند و بر مهدى بو عبد اللّه « 6 » خروج كند بدان سبب مهدى بو عبد اللّه و برادرش را بكشت ، و ظهور مهدى بسجلماسه « 7 » كه از بلاد مغرب بود و استيلاى او در سنهء ستّ « 8 » و تسعين و مائتين بود 34 « 9 » ، و در سنهء اثنتين « 10 » و ثلثمائة « 11 » ملوك مغرب بنو الأغلب را كه از قبل خلفاى عبّاسى بود « 12 » مستأصل و مقهور كرد 35 و بر تمامت ممالك « 13 » بلاد مغرب و « 14 » افريقيه 36 و صقلّيّه غالب گشت ، و ايشان خبرى از پيغامبر عليه الصّلوة و السّلام اين حديث كه على رأس الثّلثمائة تطلع الشّمس من مغربها روايت كردند و گفتند تأويل اين خبر ظهور مهدى است ، و گفتند ميان محمّد بن اسمعيل و مهدى سه امام مستور

--> ( 1 ) كذا فى د ز و جامع a 18 ، آ : بيدا ، ج ح ندارند ، ( 2 ) كذا فى ج ز ح ، آ د « او » را ندارند ، ( 3 ) ج ز : و در ، ( 4 ) كذا فى د ز آ ج ح اين واو را ندارند ، ( 5 ) كذا فى جميع النّسخ الخمس ( آ ح : يوسف ) ، رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 6 ) كذا فى آ د ، ج : ابو عبد اللّه ، ز : و بو عبد اللّه ، ح : و عبد اللّه ، - يعنى برادر ابو عبد اللّه خواست كه عصيان كند و خواست كه ابو عبد اللّه بر مهدى خروج كند ، فاعل « خروج كند » بو عبد اللّه است ، ( 7 ) آ : بسلحمانيه ؟ ؟ ؟ ، د ز : بسلجمانيه ؟ ؟ ؟ ، ج : بسلجمانه ، ح : بسلحماسيه ؟ ؟ ؟ ، - رجوع بص 156 ح 7 ، ( 8 ) كذا فى اربع نسخ ، ح : تسعه ، ( 9 ) آ ز « بود » را ندارند ، ( 10 ) د با تنقيط ناقص ، ج ح : اثنين ، آ : اثنى ؟ ؟ ؟ ، ز ندارد ، ( 9 - 11 ) كذا فى آ ج د ح و جامع b 17 ، ز كلمات « و در سنهء اثنتين » را ندارد ، رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 12 ) كذا فى جميع النّسخ الخمس بصيغهء مفرد ، رجوع بص 155 ح 6 ، ( 13 ) « تمامت ممالك » را ح ندارد ، ( 14 ) كذا فى ك و جامع ورق a 18 ، آ ز ح اين واو را ندارند ، ج « مغرب و » را ندارد ، د كلمات « و افريقيه و صقلّيّه » را ندارد ،